خلوتی با سعدی
بخش ۱۴ - حکایت
باب اول در عدل و تدبیر و رای
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی دود خلق آتشی برفروختشنیدم که بغداد نیمی بسوخت
۲
یکی شکر گفت اندران خاک و دودکه دکان ما را گزندی نبود
۳
جهاندیدهای گفتش ای بوالهوستو را خود غم خویشتن بود و بس؟
۴
پسندی که شهری بسوزد به ناراگر چه سرایت بود بر کنار؟
صفحهٔ ۱ از ۳