خلوتی با سعدی
بخش ۲۱ - حکایت حجاج یوسف
باب اول در عدل و تدبیر و رای
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکرد
۲
به سرهنگ دیوان نگه کرد تیزکه نطعش بیانداز و خونش بریز
۳
چو حجت نماند جفا جوی رابه پرخاش در هم کشد روی را
۴
بخندید و بگریست مرد خدایعجب داشت سنگیندلِ تیرهرای
صفحهٔ ۱ از ۴