خلوتی با سعدی
بخش ۲۶ - حکایت قزل ارسلان با دانشمند
باب اول در عدل و تدبیر و رای
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قزل ارسلان قلعهای سخت داشتکه گردن به الوند بر میفراشت
۲
نه اندیشه از کس نه حاجت به هیچچو زلف عروسان رهش پیچ پیچ
۳
چنان نادر افتاده در روضهایکه بر لاجوردی طبق بیضهای
۴
شنیدم که مردی مبارک حضوربه نزدیک شاه آمد از راه دور
صفحهٔ ۱ از ۵