خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زندآفت دوران شود گر ساغر دیگر زند
۲
می تواند گشت از خوان که و مه کامیابدست تسلیم آنکه دایم چون مگس بر سر زند
۳
می تواند روز و شب تاج سر افلاک بودهر که استغنا چو مهر و ماه بر افسر زند
۴
مدت ایام دولت پنج روزش بیش نیستمدعی جویا چو گل گیرم که طبل زر زند
صفحهٔ ۱ از ۱