شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب از گداز دل نخورد سرو آه اگرچون داغ لاله قد نکشد از بر جگر
۲
شفتالویی به جان ز لب یار می خریمبیجا نگشته ایم به سودای او بمر
۳
سرگرم رقص گشت و مباد آفتی رسداز موج پیچ و تاب به آن نازنین کمر
۴
مردان برای متقیان عین راحت استبر روزه دار عید بود راحت سفر
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth