خلوتی با سعدی
بخش ۸ - حکایت
باب دوم در احسان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که پیری به راه حجازبه هر خُطْوه کردی دو رکعت نماز
۲
چنان گرم رو در طریق خدایکه خار مغیلان نَکَندی ز پای
۳
به آخر ز وسواس خاطر پریشپسند آمدش در نظر، کار خویش
۴
به تلبیس ابلیس در چاه رفتکه نتوان از این خوبتر راه رفت
صفحهٔ ۱ از ۲