خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دامن دل اشک ز مژگان تر اندازاین مشت شرر باز به جیب جگر انداز
۲
آنجا که کشد معرفتش تیغ چو خورشیدچون ماه گر از اهل کمالی سپر انداز
۳
از خویش بهر سو که روی دار امانستزنهار از این مهلکه خود را بدر انداز
۴
یا زان مژه کن پهلو خواهش تهی ایدلیا بستر راحت به دم نیشتر انداز
صفحهٔ ۱ از ۲