خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغلهر ذرهٔ خاکم بود خورشید تابان در بغل
۲
باشد دبستان ترا کیفیت صحن چمنچون غنچه طفلی هر طرف جزو گلستان در بغل
۳
سیلاب اشکم را بود در موج خیز هجر اوهر قطره طوفان در گره هر موج عمان در بغل
۴
دایم ز بیم خوی او در راه جستوجوی اوهمچون جرس دارم دلی لرزان و نالان در بغل
صفحهٔ ۱ از ۲