خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه امجام لبریز می احمر بود آیینه ام
۲
نقش بسته صورتت در خاطرم پیش از وجودخلوت عکس تو در خارا بود آیینه ام
۳
معنی نور علی از دل ما روشن استدر کف آن آینه سیما بود آیینه ام
۴
باشد از بس عکس رویش دلنشین، افتاده استصفحهٔ تصویر او هر جا بود آیینه ام
صفحهٔ ۱ از ۱