خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کندلت را از گداز تن حباب بحر رحمت کن
۲
دل ز افسردگیها مرده ام را جانی از نو بخشبه شکر خند لطفی کار صد شور قیامت کن
۳
صفای دل به نان خشک کی حاصل شود زاهدبه آب خشک هم چندی چو آیینه قناعت کن
۴
مبادا از ترحم مرهم داغ دلم باشیبه داغ دیگرش مرهون منت کن، مروت کن!
صفحهٔ ۱ از ۲