خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کنخود را به آن نگار مصاحب شراب کن
۲
بسیار بسته است ز حسن صفا به خویشآیینه را به آتش رخسار آب کن
۳
بشکن به چهره دستی می گوشهٔ نقابخون جگر به جام مه و آفتاب کن
۴
بی طاقتی بس است ترا بال و پر چو موجآسودگی مجوی دلا اضطراب کن
صفحهٔ ۱ از ۲