شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداریتبسم بر لب گل خندهٔ شیر است پنداری
۲
ز درد جوهر فریاد بلبل دل دو نیم افتدچمن را خرمی از آب شمشیر است پنداری
۳
ز بس سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهمچنان بر دست و پا پیچد که زنجیر است پنداری
۴
خزان به شدن را دست یغمایی بر او نبودگل داغ دل از گلهای تصویر است پنداری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth