خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶ - با دل پرخون و لب عذرخواه
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت سوی تربت کان کرمشمع صفت ساخته از سر قدم
۲
گفت که ما بندهٔ احسان توما همه شرمندهٔ احسان تو
۳
درگذر از بی ادبیهای منگر نه خطابخش شوی وای من
۴
گشت پس از معذرت آن کاروانجانب مقصد به دل خوش روان
صفحهٔ ۱ از ۶