خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفلهاز غیرت عاشقان کشتی ز حسرت سوختی دلها
۲
از آن روزست در دلها خیال دانه خالتکه دهقان ازل تخم محبت ریخت در دلها
۳
فغان ای کعبه جانها که در راه تمنایتچو مور از ضعف شیران را به هر گام است منزلها
۴
درین وادی مکن ای ساربان آرایش محملکه در خون شهیدان غرقه خواهی دید محملها
صفحهٔ ۱ از ۲