شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه در غارت جان است دو چشم سیهتسر آن چشم سیه گردم و روی چو مهت
۲
حاجت صور و دم عیسی مریم نبودمرده را زنده کند بار دگر یک نگهت
۳
تویی آن ماه که خورشید بود بنده توبلکه خواهد که شود سایه صفت خاک رهت
۴
بکه نالیم ز بیداد تو؟ کز سایه حسنحلق در گوش بود چون مه نو پادشهت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth