خلوتی با سعدی
بخش ۲۳ - حکایتِ زاهد و بربطزن
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی بربطی در بغل داشت مستبه شب در سَرِ پارسایی شکست
۲
چو روز آمد آن نیکمردِ سلیمبرِ سنگدل برد یک مشت سیم
۳
که دوشینه معذور بودی و مستتو را و مرا بربط و سر شکست
۴
مرا به شد آن زخم و برخاست بیمتو را به نخواهد شد الّا به سیم
صفحهٔ ۱ از ۲