خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش استخار چراست یار گل مرغ چرا در آتش است
۲
داغ درون چو لاله ام هیچ نگه نمیکنیاین نگری که ظاهرم چهره بخون منقش است
۳
جانب کعبه ام مخوان کعبه کجا و من کجاقبله من که عاشقم روی بتان مهوش است
۴
بر محک وفا زدم روی جهانیان همهنیست بغیر جام می همنفسی که بی غش است
صفحهٔ ۱ از ۲