خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی در غم استگوشهگیر آن را چه غم گر کار عالم در هم است
۲
در وفاداری رخ زرد مرا بشناس توزان که اکسیر وفا بسیار در عالم کم است
۳
کی ز تنهایی به تنگ آیم من مجنونصفتچون خیال آهوی چشم تو با من همدم است
۴
صبح دولت میدمد ساقی بده جام شراباین دم از عالم غنیمت دان که عالم یک دم است
صفحهٔ ۱ از ۲