شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن تو گرچه با همه کس در تجلی استبا دیگران به صورت و باما بمعنی است
۲
خاک ره از فروغ تو ای آفتاب حسنهر ذره را به چشمه خورشید دعوی است
۳
عیسی دهد بمرده ز گفتار جان ولیمسکین کسی که کشته گفتار عیسی است
۴
حال من و سگت زعنایت گذشته استاحوال ما حکایت مجنون و لیلی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth