خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشتکه خار گلشن بختم گل و سمن می گشت
۲
خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشدمرا از آن ترشی آب در دهن می گشت
۳
خوش آنکه از سخنم لب چو غنچه گر بستیدگر شکفته تر از گل بیک سخن می گشت
۴
خوش آنکه گر گرهی می فتاد در کارمگره گشای من آن زلف پرشکن می گشت
صفحهٔ ۱ از ۲