خلوتی با سعدی
بخش ۱۲ - مثل
باب پنجم در رضا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شتر بچه با مادر خویش گفت:«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»
۲
بگفت «ار به دست من استی مهارندیدی کسم بارکش در قطار»
۳
قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَدوگر ناخدا جامه بر تن درد
۴
مکن سعدیا دیده بر دست کسکه بخشنده پروردگار است و بس
صفحهٔ ۱ از ۲