خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟
۲
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باشچون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟
۳
از دوستیت دشمن من شد همه عالمایدوست بگو با همه عالم چه توان کرد؟
۴
زخمی که زدی بر جگر ریش من از هجرچون چاره هلاک است به مرهم چه توان کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲