شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرش و معراج نه در خورد من زار بودعرش من کرسی و معراج سردار بود
۲
سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شودرشته کاین کار کند رشته زنار بود
۳
زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیستگر همه شاخ گل تازه بود خار بود
۴
آن زمان بر تو وزد بوی گل باغ بهشتکه گل باغ جهان در نظرت خوار بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth