شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کدورت که نصیب من دلخسته شودچون بمیخانه روم پاک ز دل شسته شود
۲
تا مرا در جگر آتش بود از شوق رختکی چو شمع از مژه ام اشک روان بسته شود
۳
مگسل از من که بامید سر زلف تو دلمیبرد از رگ جان تا بتو پیوسته شود
۴
آندم ایدیده ز خار مژه گل خواهی چیدکه دوصد خار بن از خون تو گلدسته شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth