شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل کارزوی وصل تو در سینه او بودتیغ تو کلید در گنجینه او بود
۲
چون لاله بهر دل که نگه کردم ازین باغداغ کهنش از غم دیرینه او بود
۳
ماهیت خورشید چو دریافتم آخرعکسی ز جمال تو در آیینه او بود
۴
آه از ستم چرخ که با هرکه نشستمگویا غم عالم همه در سینه او بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth