خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی سگت از استخوان من شکار من شودقرعه یی می افکنم گر بخت یار من شود
۲
خاک من ای گریه از راه سگان او بشویورنه دامن گیر آن پاکان غبار من شود
۳
من گنه کارم ندارم چشم رحمت از فلکگر شود کاری ز چشم اشکبار من شود
۴
گرچه کس بر روزگار من ندارد رحمتیکس نمیخواهم بروز و روزگار من شود
صفحهٔ ۱ از ۲