شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۶۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشدتیغ تو ریخت خونم و هیچم خبر شد
۲
یعقوب هم بباخت دل و چشم بهر دوستچشم و دلی که در سر کار نظر نشد
۳
تا بخت ره بکعبه وصلت کرا دهد؟ورنه کسی بسعی ز من بیشتر نشد
۴
بیچاره من که در طلب بوی زلف توکار دلم چونافه بخون جگر نشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth