شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار از سر کوچه چو مه برآمدهر گوشه هزار وه برآمد
۲
برخاست قیامتی که در صبحماه شب چارده برآمد
۳
سرمست به خانقه گذر کردفریاد ز خانقه برآمد
۴
مقصودم از او هلاک خود بودمقصود بیک نگه برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth