خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شدنصیبه ازل است این ملول نتوان شد
۲
شکستگان محبت ره عدم رفتنددل شکسته ماهم یکی از ایشان شد
۳
چو غنچه جامه جانم درید و دلشادمکه دست خاری ایامم از گریبان شد
۴
کجاست ساقی مجلس که در خمار ستمدلم ز تشنه لبی سیر از آب حیوان شد
صفحهٔ ۱ از ۲