خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بغیر خون جگر دل شراب ناب نخوردبتلخی د من هیچکس شراب نخورد
۲
ز بسکه بود دل من بخون او تشنهمرا بتیغ تو تا خون نریخت آب نخورد
۳
به خنده نمیکنم جگر خورد لب توبدین نمک مه من، هیچکس کباب نخورد
۴
خوشا دلی که گر افتاد در جهان طوفانشراب خورد و غم عالم خراب نخورد
صفحهٔ ۱ از ۲