خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاران همه مست و خبر از خویش ندارندپروای خمار من درویش ندارند
۲
جان کندن فرهاد چه دانند که چون استآنها که چو من کوه غمی پیش ندارند
۳
درد دل خود با که بگوییم که یارانبا ما بجز از سرزنشی بیش ندارند
۴
یوسف نکند یاد ز یعقوب که خوبانبیگانه نهادند و غم خویش ندارند
صفحهٔ ۱ از ۲