خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم فدای رهی باد کان سوار آیدسری که خاکره او نشد چه کار آید
۲
تو جلوه یی کن و صد مرغ دل بدام آورچه حاجت است که طاووس در شکار آید
۳
خوش است گفت و شنید تو بی حکایت غیربلی خوش است نسیمی که بی غبار آید
۴
مگر تو روی بپوشی پری صفت که دمیدل رمیده ما باز باقرار آید
صفحهٔ ۱ از ۲