شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگرمی خور وفاداری مجو از عمر تا سالی دگر
۲
ای مست ناز از کف منه جام شراب لاله گونکاین عارض گلرنگ تو دارد ز می حالی دگر
۳
گر حرف نومیدی رسد فال مرا صدره زنوچشم امیدم همچنان بازست بر فالی دگر
۴
غم نیست گر مرغ دلم شوق تو او را پر بسوختمیروید از تیر تواش هردم پر و بالی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth