شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوزبیش ازین از حسرت شمع رخ خویشم مسوز
۲
خنده بر حالم مکن وز لب نمک بر من مپاشگر نبخشی مرهمی باری دل ریشم مسوز
۳
چون نگردی آشنا بیگانه وارم هم مرانبیش از این از طعنه بیگانه و خویشم مسوز
۴
گر در آن اندیشه یی کز حسرتم سوزی چو شمعلطف کن پیش رقیبان بد اندیشم مسوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth