خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بیم غصه شب و خوف ملال روزروزم خیال شب کشد و شب خیال روز
۲
آسوده خسته یی که بخواب عدم بودوارسته از عذاب شب و قیل و قال روز
۳
شب همچو شمع سوخته و روز مرده ایمآنست حال ما شب و اینست حال روز
۴
آن چشمه حیات کجا تیره دل کجاهرگز که دید در شب ظلمت مجال روز
صفحهٔ ۱ از ۲