خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا غرق بحر خون نشوی از جفای کسبیگانه شو ز خلق و مشو آشنای کس
۲
گنج نهان عشق بکس فاش چون کنممن بر خود اعتماد ندارم چه جای کس
۳
آن لب کرم کشد طمع بوسه نیستمدر شرع عشق کس ندهد خونبهای کس
۴
کوی ترا صفا نه که از آب چشم ماستبر کعبه منتی نبود از صفای کس
صفحهٔ ۱ از ۲