خلوتی با سعدی
بخش ۷ - حکایت سلطان طغرل و هندوی پاسبان
باب هشتم در شکر بر عافیت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که طغرل شبی در خزانگذر کرد بر هندوی پاسبان
۲
ز باریدن برف و باران و سیلبه لرزش در افتاده همچون سهیل
۳
دلش بر وی از رحمت آورد جوشکه اینک قبا پوستینم بپوش
۴
دمی منتظر باش بر طرف بامکه بیرون فرستم به دست غلام
صفحهٔ ۱ از ۵