شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراقهنوز با می وصلیم در خمار فراق
۲
ز ما مبر که ببوی تو ای غزاله چینز ملک وصل فتادیم در دیار فراق
۳
ز روزگار بنالند خلق و این طرفهکه روزگار بنالد ز روزگار فراق
۴
جدا ز گلشن وصلت چو لاله ام ای گلستاره سوخته هجر و داغدار فراق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth