شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتمآمد آنشمع برون ناگه و رسوا گشتم
۲
عاقبت نقد مرا دل خود داد بدستسالها گرچه بدر یوزه دلها گشتم
۳
منم آن ذره که بی نام و نشان میباشمبهوا داری خورشید تو پیدا گشتم
۴
وقت آنست که در میکده افتاده شومجبر آن عمر که بیهوده بهر جا گشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth