خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دش از داغت زمانی در غم دل بوده امسوختم زین غم که یکدم از تو غافل بوده ام
۲
ناصحا مهر پریرویان مرا دیوانه کردورنه من هم روزگاری چون تو عاقل بوده ام
۳
در چمن گر بوده ام در سایه سنبل بخواببی سر زلف تو گویا در سلاسل بوده ام
۴
شیخ مسجد بوده ام سر حلقه رندان شدمهر کجا بودم بیمن دوست مقبل بوده ام
صفحهٔ ۱ از ۲