شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کز غمت ز دیده می لاله گون خورمگر بیتو لب بلب جام خون خورم
۲
تلخ است زهر مرگ و ز هجر تو تلخ تربی شربت وصال تو این زهر چون خورم
۳
عشقم چنان گداخت که هر کسل نگاه کرددید از برون چو شیشه که خون از درون خورم
۴
چون بیم سر نماند ز دیوانگی چه باککارم از آن گذشت که خوف از جنون خورم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth