شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدمگداختم ز غمت سوختم هلاک شدم
۲
تو سرو نازی و من آن گیا که در قدمتز خاک رستم و هم در ره تو خاک شدم
۳
ز بسکه سینه بناخن همی کنم از غمز چاک خرقه نگه کن که سینه چاک شدم
۴
از آن شدست دلم جلوه گاه صورت توکه همچو آینه از گرد تیره پاک شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth