شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهمگر بتابد رخ خود وای بروز سیهم
۲
آفتابی که من از یک نگهش زنده شدمچکنم گر نکند از کرم خود نگهم
۳
زان ز نخدان من مسکین چو بچاه افتادمدوست گر دست نگیرد که برآرد ز چهم
۴
گرچه ره داد بخویشم مرو ایدل گستاخکه غیورست و ز غیرت بدهد باز رهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth