خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنمباشد این غم که مرا کشت فراموش کنم
۲
خرقه پوشان ورع را خبر از عشق کجاستحل این نکته ز مستان قباپوش کنم
۳
من و خون خوردن از او گو مدهم لاله قدحخون خورم به که می از دست خسان نوش کنم
۴
مطربم سوی طرب خواند و ناصح بصلاحمصلحت چیست دلا حرف کرا گوش کنم
صفحهٔ ۱ از ۲