شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان گردد خیالش چشم اشکبار منکه میپندارم اینک خواهد آمد در کنار من
۲
شب هجران چه سان بر بستر راحت نهم پهلوکه هر مو دور ازو خاریست در جسم فکار من
۳
ز من دارد فراغ آنشوخ و من در آتش محنتبدین امید میسوزم که خواهد گشت یار من
۴
چو مجنون بیرخ لیلی چنان کز وی غباری ماندمگر باد آورد روزی بکوی او غبار من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth