شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنانسوخت جگر بداغ دل خون جگر هم آنچنان
۲
ایگل خوش نسیم من رفتی و بلبل تراگریه شب بحال خود آه سحر هم آنچنان
۳
سبزه دمید و خشک شد لاله شکفت و برگ ریختنرگس مست را بگل میل نظر هم آنچنان
۴
عمر گذشت و خاطرم باز نیامد از غمتخانه جان خراب شد دل بسفر هم آنچنان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth