خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من بنده صبا که دهد عرض رای توکز عرض بند گیست مرادم دعای تو
۲
جای تو بود دیده شب زنده دار منباز آکه هیچکس ننشیند بجای تو
۳
آن آفتاب مهر فزایی که همچو منذرات کاینات بود در هوای تو
۴
غافل مشو ز حال گدایی که دایمشدست دعا گشاده بود از برای تو
صفحهٔ ۱ از ۲