خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید مست من از می به رخ گل افکندهرخی و صد گل خوبی لبی و صد خنده
۲
کلاله بسته و چون گل گشاده پیشانیز رشک او مه نو چین به چهره افکنده
۳
گشاده از مه ابرو چو حلقه کعبهدر امید به روی هزار درمانده
۴
کسی که کشته خوبان نشد چه میداندکه زهر چشم بتان مرده میکند زنده
صفحهٔ ۱ از ۲