خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهینفروخت هیچ شمعی که نکشتمش بآهی
۲
چه خوش آنکه میگذشتی سوی من بناز و کردیچه تبسمی نهانی چه بلای جان نگاهی
۳
منم آن شکار وحشی که ز تیر طعنه هرگزنبود ز دست مردم گذرم بهیچ راهی
۴
به طفیل خسروی کن نظری چو میتوانیکه بیک نظر کنی خوش دل ریش دادخواهی
صفحهٔ ۱ از ۲