شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که انکار کنی عالم درویشان راتو ندانی که چه سودا و سر است ایشان را
۲
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیستکه به شمشیر میسر نشود سلطان را
۳
طلب منصب فانی نکند صاحب عقلعاقل آن است که اندیشه کند پایان را
۴
جمع کردند و نهادند و به حسرت رفتندوین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth